تبليغاتX
شاه فینقیلی

شاه فینقیلی

مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی بدان که زندگی می کنی - هلن کلر

چند ساعت در گوشه ای از بهشت

 

سلاااااااااام عرض شد اونوقت

چند وقت پیش با چند تا از همکارا رفتیم اطراف سنقر ( یکی از شهر های کردستان ) - جای همه دوستان عزیز و دشمنان گرامی خالی

من که خیلی لذت بردم از اون همه زیبایی - اونجا چیزی از بهشت کم نداشت - دوربینو برداشتم و شروع کردم به عکس گرفتن - حدود صدتایی عکس گرفته بودم که یکی از همکارا شاکی شد و به راننده گفت قرآن داری توی ماشینت ؟؟؟

راننده گفت نه  - چطور مگه ؟ گفت می خواستم بیاری تا این شاه فینقیلیو بهش قسم بدم عکاسی از در و دیوار و دار و درخت و گاو و گوسفندو تموم کنه و محض رضای خدا یه چند تا عکس هم از خودمون بگیره !!!

همزمان اینو که داشت می گفت نگاه کردم به عکس های روی مانیتور دوربین - یه دفه گفتم آآآآآآآآآآآآآآآآآآخ دیدید چی شد ؟؟؟

یادم نبود درج تاریخ روی عکس ها رو آف بکنم - تازه تاریخ هم که اشتباه بود

هیچی - گفتم بیخیال من بشید چون الان می خوام تاریخ رو آف بکنم و از اول یه سری عکس بدون تاریخ بگیرم - اصولا تاریخ روی عکس به زیبایی عکس لطمه میزنه

بازم که مطلبم طولانی شد - بقیشو دیگه تعریف نیم کنم و اکتفا می کنم به چند تا دونه از اون عکس ها

 

ت - 1 

ت - 2

ت - 3

ت - 4

ت - 5

ت - 6

ت - 7

 ت - 8

ت - 9

ت - 10

ت - 11

ت - 12

ت - 13

ت - 14

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 18:12  توسط شاه فینقیلی  |