تبليغاتX
شاه فینقیلی

شاه فینقیلی

مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی بدان که زندگی می کنی - هلن کلر

تصویر

 

می خواستم حدود پنجاه تا عکس آپ کنم ولی بلاگفا بهم اجازه بیش از یک عکس رو نمی ده

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 15:46  توسط شاه فینقیلی  | 

گریزی از اتفاقات بد این روزها

 

دو سه روز پيش به اتفاق پسرم از سه شهر كرمانشاه ، سنندج و همدان ديدن كرديم

مقابل مقبره بوعلي سينا در همدان داشتم از پسرم عكس مي گرفتم كه يهوو دو تا جوون خنده كنان گفتند از ما هم عكس ميگيري ؟

گفتم چرا كه نه ، ولي بعد اين عكس هاي شما رو چيكار كنم ؟

گفتند نمي دونيم يكاريش بكن ديگه

من هم سه سوت دو تا عكس ازشون گرفتم - با خوشحالي خداحافظي كردند و رفتند

امشب كه داشتم عكسهامونو مرور مي كردم احساس كردم عكس اون دو تا جوون از همه عكس ها بامزه تر افتاده

اگه اشتباه نكنم توي حدود سي سال گذشته اين آقايون اولين كساني بودند كه ميديم از اعماق وجودشون شاد هستند در صورتيكه لبخند و شادي توي بقيه هموطنانمون هميشه مصنوعي بوده

خلاصه تصميم گرفتم عكس اين دوستان رو آپ كنم

تصویر یک

تصویر دو

در مسير حركت به سمت كرمانشاه يه لحظه متوجه تعداد زيادي گوسفند شدم كه اكثر به صف حركت مي كردند - فرصت پياده شدن نبود و براي همين در حين حركت تونستم يه عكس از اين منظره بگيرم

تصویر سه

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 11:48  توسط شاه فینقیلی  | 

آنگاه که بعضی از آدم ها پست تر از حیوان می شوند

 

 

با توجه به سی سال حمایت از بعضی هااا در این لحظه باید گفت :

خلایق هر چه لایق

 

 

توحش الزاما به شاخ و دم نیاز نداره

با فحاشی و باتوم و چاقو و اسلحه هم میشه وحشی گری کرد

 

 

http://rastakhiz88.blogsky.com/print/post-21/

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 21:44  توسط شاه فینقیلی  | 

دو دوتا ؟

 

متن زیر رو قبل از انتخابات نوشتم ولی نیم دونستم که بازم اینترنتو به خاطر انتخابات قطع می کنند نتیجتا الان که انتخابات تموم شده ، اینترنت وصل شده و جناب دهتر محمود مجددا رئیس جمهور شدند درجش می کنم

امیدوارم هرکس بابت این مسئله بهم خندید خداوند عالم در اسرع وقت سوسکش بکنه - تازشم فقط یه مرتبه رسیدم که نوشته آبکیم رو مرور کنم

 


الان در حالی این متنو می نویسم که فقط یک روز به انتخابات باقی مونده ، متاسفانه زودتر از این فرصتی برام پیش نیومد که به اندازه کافی راجب این مسئله فکر کنم

ساعت حدودا یک نیمه شبه - مطلب زیادی توی ذهنمه ولی حدس میزنم بیشتر از یک ساعت نتونم بیدار بمونم - تازه هر مقدار که نوشتم باید فردا بعد از اتمام کارم برم نت و این مطلبو توی وبلاگ درج کنم

اذهان و عقاید بنده درسته یاغلطه نیم دونم ولی از خدواند می خوام کمکم کنه تا بیراه ننویسم

من انتخابات رو مثل گذشته تحریم می کنم

--- خداوندا پناه می بریم به تو از شر حکومت مذهبی

اشتباه نشه ، تفاوت بسیار است بین مذهب و حکومت مذهبی

هر چند اینجانب تا این لحظه به هر دلیلی مذهب مناسبی برای انتخاب پیدا نکرده ام ولی منکر وجود احتمالی مزیت مذهب برای عده ای از مردم نیستم مشروط بر اینکه توسط نظامی سکولار یا لائیک در دسترس مردم قرار بگیرد

از شما می خوام بدون اینکه سعی نمایید وجدانتون رو سرکوب بکنید به سوالاتی پاسخ بدهید

آیا هیچ حکومت مذهبی را سراغ دارید که تعصب ، سانسور ، سرکوب عقاید ، تجاوز ، شکنجه ، کشتار مخالفان ، فتنه ، فساد و در مجموع دیکتاتوری به طور اشد جزء لاینفکی از آن نبوده باشد ؟ ( همه حکومتها ضعف دارند ولی نظام های مذهبی بیش از سایر نظام ها اشاعه دهنده فتنه و فسادند )

آیا حتی فقط یک حکومت موفق مذهبی ( موفقیت نسبی در اجرای عدالت و رعایت حقوق بشر و تامین حداقل رفاه مورد نیاز عموم مردم و ... ) تا به این لحظه وجود داشته است ؟

حکومت های مذهبی همیشه فقط احکام و قوانین خودشان را به صورت مطلق برحق دانسته و اجازه تبلیغ و فعالیت به هیچ فکر و عقیده و مذهب دیگری را نمی دهند و هر نوع عمل حکومتمردان خود را مشروع می دانند حتی اگر اعمال کثیفی مانند دزدی ، شکنجه و قتل ، تجاوز یا دروغگویی باشد و ...

حکومت های مذهبی عاری از هر گونه عمل به گفتار و سرشار از وعده های سرخرمن می باشند ( اکثرا بین حرف و عملشان یکصد و هشتاد درجه اختلاف وجود دارد ) و موفقیت حکومت خود را حواله یک فرد خیالی می کنند که بنا است در آینده ای گنگ از عالم غیب ظاهر شود - نمونه بارز این ادعا را اکثر شما خوانندگان محترم در عصر خودمان به چشم دیده اید - دروغ ها وعده های پوشالی آقای خمینی ، خامنه ای ، رفسنجانی ، خاتمی ، احمدی نژاد و سایر سران نظام مذهبی ایران خود دلیلی بر این مدعاست

افسردگی و اختلالات شدید روانی از دیگر خصوصیات حکومت های مذهبیست

حکومت های مذهبی مردم خود را بشدت استثمار کرده و همیشه تلاش می کنند تا بوسیله پرداخت باج به سایر کشورها ، حمایت کنندگانی خارجی برای خود مهیا کنند

بنابر این اگر شما نیز عقیده دارید که دو دوتا میشود چهار تا ، مطمئنا عقیده خواهید داشت که هیچ حکومت دینی وجود نداشته و نخواهد داشت که بتواند حتی نیازهای اولیه بحق مادی و معنوی مردم خود را فراهم سازد

امید بستن به ایجاد یا بقاء حکومت دینی برای برقراری جامعه ای متعادل ، چیزی به جز آب در هاونگ کوبیدن نیست ، چیزی به جز سوزاندن عمری که دیگر برنخواهد گشت نیست ، پس سعی نکنید سر خود کلاه بگذارید

حتی اگر دیندار خوبی هستید ضمن حفظ دینتان به نفع خودتان و سایر مردم است که از ایجاد یا بقاء حکومت دینی بشدت پرهیز نمایید

دین و دینداری که در زیر سایه شمشیر و اجبار قرار بگیرند قطعا نه تنها هیچ ارزشی نخواهند داشت بلکه مستحق محکوم شدن می باشند

در چنین شرایطی عقل ، منطق ، تعهد به رشد و توسعه انسانیت و ندای مثبت فطری و درونی حکم می کنند که بنده هیچ قدمی در جهت بقا یک حکومت دینی بر ندارم ضمن اینکه هیچ دشمنیی هم با وجود مذهب خارج از حکومت ندارم

دوستان عزیز برای خواندن توضیحات بیشتر می توانند به لینک "کامنتی طلایی از پیمان" در همین وبلاگ مراجعه نمایند

--- اکثر شما اصطلاح و سیاست انگلیسی " تفرقه بینداز و حکومت کن " را شنیده اید

در یک هفته گذشته اهریمن صفتان حکومتی به واسطه مناظرات بین آقایان کاندیدا ها ، این سیاست را به صورت گسترده تری نسبت به قبل به اجرا در آورده و موفق شدند تضاد ها و جبهه های استواری بین گروه های مردم بوجود آورند

--- آیا تا این لحظه به دستاوردهای نظام مذهبی جاری در کشورمان فکر کرده اید ؟

قبل از انقلاب حتی اگر گدای ایرانی به خارج از کشور سفر می کرد ، از او مانند یک شاه استقبال می کردند و همه کشورها آرزوی داشتن مهاجر ایرانی را داشتند

این در حالیست که بعد از انقلاب مذهبی ایران ، این مسئله کاملا برعکس شده و حتی با حکومتمردان ایرانی به عنوان افرادی پست و بدون شان و منزلت برخورد می کنند ( پر مشخصه که کشورهای باج بگیر از ایران یه مقدار وضعیتشون فرق می کنه )

قبل از انقلاب در خارج از کشور کسی جرات چپ نگاه کردن به تبعه های ایرانی را نداشت ،درحالیکه فی الحال حتی در کشور مذهبی عربستان هر ساله تعداد زیادی از بانوان ایرانی به حج رفته را ربوده و مورد تجاوز قرار می دهند

به طور خلاصه ، مقایسه وضعیت میزان دروغ گویی ، دزدی ، اعتیاد ، رشوه خواری ، فقر ، فحشا ، قتل ، آدم ربایی و تجاوز به کودکان و زنان ، قانون گریزی ، بی عدالتی ، اختلاف شدید طبقاتی ، افسردگی و ... در قبل از انقلاب و بعد از انقلاب مذهبی ایران به شما کمک می کند تا به عمق فجایای تولید شده توسط یک حکومت مذهبی پی ببرید

الان دیگه شدیدا خوابم میاد - شاید خیلی از شما بگید همه اینها را خودمان بهتر می دانستیم

بنابر این فقط یک سوال باقی می ماند

چرا با وجود اینکه نسبت به بطلان یک حکومت مذهبی اطلاع و آگاهی دارید ، باز هم خیلی از شما عزیزان به بقا چنین حکومتی کمک می کنید ؟

آیا فکر نمی کنید در قبال این حمایت های باطل باید جواب گوی فرزندان و نسل های آینده باشید ؟

دو دوتا ؟

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 20:43  توسط شاه فینقیلی  | 

ارتحال جاندگداز

 

امام خمینی آنقدر مرد بزرگی بودند که حکومت جمهوری اسلامی حتی برای نگهداری یا پخش سخنرانی 22 بهمن سال 57 ایشان حکم اعدام صادر فرموده اند

 

 

چه آسان است وعده سرخرمن دادن

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 21:58  توسط شاه فینقیلی  | 

انتخابات ریاست جمهوری

 

اين روزا بعضي از اطرافيانم ازم مي پرسند كه در انتخابات جاري به چه كسي راي خواهم داد

منم با دو جمله جوابشونو اينطوري ميدم

1 - شناسنامه من عاري از هر گونه مهر انتخابات در نظام جمهوري اسلامي هست

2 - در انتخابات رياست جمهوري ايران ، خر همون خره و فقط پالانش عوض ميشه

 

اينجا مي خوام يه توضيح كوچيك ديگه هم اضافه كنم

به نظر من اين خيلي تابلوست كه در حكومت ما رئيس جمهور يك آدم خودفروخته و بيچاره يا بهتره بگم يك عروسكيه كه در ابتداي كار دست و پاهاشو مياره جلو تا عروسك گردانش بندهاي عروسك گرداني رو بهش متصل كنه و بفرستتش توي صحن خيمه شب بازي

رئيس جمهوري ايران هر كسي كه باشه در هر صورت بدون كوچكترين اراده اي آنطوري خواهد رقصيد كه برايش ديكته مي كنند

و اما يك نكته ديگه

سال پيش يك نفر مطلبي راجب آخرين انتخابات نمايندگان مجلس در ايران برام تعريف كرد

ايشون مي گفت مردم شهر كر... در انتخابات قبلي در يك حركت جالب دسته جمعي و با هماهنگي نسبتا كاملی به احمق ترين و بي لياقت ترين كانديد در بين كانديداهاي اون شهر راي داده بودند و در نتيجه اون آقا به عنوان نماينده ،‌ به مجلس راه پيدا كرده بود

ظاهرا اين نماینده يك زماني در بين مردم گدايي مي كردند و چهره شناخته شده اي داشتند كه به مرور زمان با آدم فروشي و چاپلوسي به مقام و منزلتي در دستگاه ر‍‍ژيم مي رسند

دست اندرکاران انتخابات وقتی کار از کار گذشته بود تازه متوجه شده بودند که مردم سرکارشون گذاشتند

حالا منظور اينكه

ما در هر انتخابات عده زيادي از مردمو داريم كه از روي ترس به شعبات اخذ راي مراجعه و اقدام به راي دادن مي كنند

ترس از اينكه در صورت عدم شركت در انتخابات شايد به دانشگاه راهشون ندند يا اگه كار دولتي براشون پيدا شد شايد استخدامشون نكنند يا بهشون وام ندند و موارد مشابه

چه خوبه اين افراد از اين به بعد اون حركت جالب مردم شهر كر... رو انجام بدند و در انتخابات آتي هم به احمق ترين كانديد رياست جمهوري راي بدند

حداقل مزيت اين طرح اينه كه در اين افسرده بازار كشورمون ، تا مدت ها بهانه اي براي خنديدن پيدا خواهد شد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 18:58  توسط شاه فینقیلی  | 

چند ساعت در گوشه ای از بهشت

 

سلاااااااااام عرض شد اونوقت

بابا یکی منو نجات بده از دست این همه کار که روی سرم ریخته - بیچاره شدم رفت

شرایط کاری امسالم طوریه که از ساعت هفت صبح تا یازده شب درگیر کار هستم و تازه یازده شب باید برم سراغ ظرف و لباس شستن

من همیشه کسانی که بیشتر از هشت ساعت در روز کار می کردندو مسخره می کردم و بهشون می گفتم که بطور اساسی مشکل دارند

حالا یکی نیست خود منو مسخره کنه - بی زحمت اگه کسی وقت آزاد داشت زحمت بکشه و یه نمه منو مسخره کنه - اجرتون با خدا

عجله ای یه سری به وبلاگ بعضی از دوستان زدم ولی چون دقیق مطالبشونو نخوندم نتیجتا کامنت هم براشون نذاشتم - حال می کنید دلیل و منطقو ؟؟؟

چند روز مرخصی گرفتم و کلی سند تنظیم نشده باخودم آوردم تا توی خونه به یاری خدا تنظیم کنم و به دفتر مرکزی تحویل بدم

چند ماه پیش که به استخدام این شرکت در اومدم به خودم گفتم هوووووی این دفه هر اتفاقی هم که بیوفته نباید استعفا بدی

ولی افسوس و صد افسوس که بازم هفته پیش مجبور شدم استعفانامه خودمو فکس کنم برای دفتر مرکزی - نه به خاطر اینکه کار پنج شش نفرو باید انجام بدم

بلکه به این دلیل که گیر افتادم بین شونصد تا دزد - از آبدارچی بگیر بیا تا برسی به سر دسته دزدا که سرپرست کارگاه باشه - حتی یک نفر نیست که توی کارگاه ما دزد نباشه

در هر صورت بنا شده فردا برم حضورا راجب استعفای خودم با مقامات شرکت صحبت کنم

بگذریم - چند وقت پیش با چند تا از همکارا رفتیم اطراف سنقر ( یکی از شهر های کردستان ) - جای همه دوستان عزیز و دشمنان گرامی خالی

من که خیلی لذت بردم از اون همه زیبایی - اونجا چیزی از بهشت کم نداشت - دوربینو برداشتم و شروع کردم به عکس گرفتن - حدود صدتایی عکس گرفته بودم که یکی از همکارا شاکی شد و به راننده گفت قرآن داری توی ماشینت ؟؟؟

راننده گفت نه  - چطور مگه ؟ گفت می خواستم بیاری تا این شاه فینقیلیو بهش قسم بدم عکاسی از در و دیوار و دار و درخت و گاو و گوسفندو تموم کنه و محض رضای خدا یه چند تا عکس هم از خودمون بگیره !!!

همزمان اینو که داشت می گفت نگاه کردم به عکس های روی مانیتور دوربین - یه دفه گفتم آآآآآآآآآآآآآآآآآآخ دیدید چی شد ؟؟؟

یادم نبود درج تاریخ روی عکس ها رو آف بکنم - تازه تاریخ هم که اشتباه بود

هیچی - گفتم بیخیال من بشید چون الان می خوام تاریخ رو آف بکنم و از اول یه سری عکس بدون تاریخ بگیرم - اصولا تاریخ روی عکس به زیبایی عکس لطمه میزنه

بازم که مطلبم طولانی شد - بقیشو دیگه تعریف نیم کنم و اکتفا می کنم به چند تا دونه از اون عکس ها

 

ت - 1 

ت - 2

ت - 3

ت - 4

ت - 5

ت - 6

ت - 7

 ت - 8

ت - 9

ت - 10

ت - 11

ت - 12

ت - 13

ت - 14

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 18:12  توسط شاه فینقیلی  | 

سوالات خودمونی از یک مسلمان - قسمت دویوم

 

سوال زياد و فرصت من كمه

خب ، فعلا مي رم سراغ سوال بعدي از جناب مسلمان

 

ببين مسلمان جانم ، خيلي از كارهايي كه شما مسلمونا انجام ميديد منو ياد كارتون پت و مت ميندازه

مثلا در بخشي از مراسم حج ، زيارت كننده ها به سمت سنبل شيطان بايد سنگ پراني كنند

اولندش آيا به نظر شما سنگ پراني در يك جامعه انساني مي تونه در شان يك انسان باشه ؟ حالا اگه اين عمل براي بازي هدف گيري استفاده مي شد شايد مشكل خاصي نداشت ولي در كل به نظر من اين حركت در مقام يك انسان نيست

دومندش حالا ما ميايم يه ارفاقي مي كنيم و مي گيم طوري نيست ، سنگ بزنيد

آيا به نظر شما اين سنگ ها به كجا باید اصابت كنه ؟؟؟

اگه من جاي مسلمونا بودم و به اين مراسم مي رفتم ، اون سنگ ها رو برميداشتم و محكم مي كوبيدم توي فرق سر خودم

ميگي چراااااا ؟

خب خيلي روشنه

وقتي من مثلا مسلمون دارم يه عمر گناه مي كنم پس چرا سنگشو بايد به يكي ديگه بزنم اونوقت ؟؟؟

عموم اين حاجي هايي كه به مراسم حج ميرند يه عمر دروغ مي گند ، دزدي مي كنند ، چشم چروني مي كنند ، فحاشي مي كنند ، حق مردمو مي خورند ، ظلم و بي عدالتي مي كنند ، اونوقت مي رند اونجا به شيطون لعنت مي فرستند ( یه توضیح کوچولو هم راجب این قسمت اون پایین دادم )

براي چي آخه ؟

اگه شما مي گيد شيطون فقط يك بار توي عمرش نافرماني خدا رو كرد ، خب شما ها كه تمام عمر نافرماني خدا رو مي كنيد

شما لايق لعنت شدن هستيد يا شيطون ؟

شما ميگيد شيطون آدم ها رو دعوت به بدي مي كنه

مگه اين جناب شيطون شما ، به اختيار خودش اين كار رو انجام ميده ؟ مگه شیطون اونقدر توانایی و اختیار داره که مقابل خدا بایسته ؟

معلومه كه نه

شيطان به خواست و فرمان خدا و با هدف آزمایش مردمو دعوت به گناه مي كنه . بنده خدا مثل بچه آدم سرشو انداخته پایین و داره وظیفه تعریف شده خودشو انجام میده

شما اگه راست ميگيد و مرد هستيد دعوتشو اجابت نكنيد

شيطان اسلحه نذاشته روي شقيقه هاي شما كه

وقتي خود شما مشكل داريد ، وقتي خود شما گناه رو به انجام مي رسونيد ،‌ پس چرا نفرين و لعنت و سنگ هاتونو به سمت شيطان هدف گيري مي كنيد آخه ؟

 نکته : راستش بنده خودم هنوز دلیل محکمی برای اثبات وجود شیطان پیدا نکردم - خیلی ها عقیده دارند زمانی که انسان از یاد خداوند غافل میشه به سمت گناه روی میاره

 

توضیح :

البته بخشي از مسلمين خود مي دانند كه دزد و جنايتكارند ولي به دليل اينكه اين اعمال سبب دستيابي به منافع عظيم مالي مي شود ظاهر و تعصب اسلامي را هميشه در خودشان حفظ مي كنند و خوب مي دانند هيچ ابزاري نيست كه مانند ابزار دين قابليت ببار آوردن ماكزيمم فساد و تباهي و مكيدن خون مردم را داشته باشد.

 نمونه بارز اين امر را در كشور خودمان به عنوان بزرگترين سردمدار فساد در جهان مشاهده مي كنيد. كشوري كه با وجود داشتن بزرگترين ثروت ها و منابع و معادن ، هر روز بر آمار كلاه برداري ، روسپي گري ، قتل ، تجاوز ، اعتياد ، فقر و بي عدالتي آن اضافه مي گردد و پر مسلم است كه اگر دين در كشور ما چنين جايگاهي نداشت ، امروز شاهد اين حجم بالاي دروغ و دزدي و ساير فساد نبوديم و ما مي توانستيم به عنوان يك كشور بافرهنگ و پيشرفته در جهان مطرح شويم.

 بخشي ديگر از مسلمين هم با كمي شيطنت هميشه سعي مي كنند بر سر خودشان كلاه بگذارند و دزدي و تجاوز و ساير فسادشان را نوعي حق و در لواي فرامين الهي برمي شمارند و بنابر اين مي شود گفت كه مثلا نه تنها عمل دزدي خود را اصلا دزدي قلمداد نمي كنند بلكه انتظار دريافت پاداش در آخرت را نيز دارند.

 عده ديگري از مسلمانان واقعا تلاش مي كنند كه از فساد دوري كنند ولي چون دين خود را بصورت تقليدي پذيرفته اند و راجب ماهيت اصلي آن هيچوقت فكر و تاملي ننموده اند ، بدون اينكه خود خبر داشته باشند از فساد و جنايت و جهالت حمايت مي كنند و به اشتباه خويشتن را فردي با ايمان مي دانند و ايشان نيز انتظار ورود به بهشت موعود را مي كشند.

 اين نكات نياز به توضيح بيشتري دارد كه اگر عمري باقي بود در فرصت هاي بعدي به آن یه اشاره ای می کنم

 

 


دو تا فایل صوتی برای دانلود می ذارم اینجا - یکیش نواختن پیانو ( از وبلاگ دوست عزیزمون  http://www.janparvar.blogfa.com/ برش داشتم ) با حجم حدود نیم مگا بایت و اون یکی نی هست که روی هاردم داشتم با حجم حدود یک و نیم مگا بایت

روی لینک های زیر راست کلیک بکنید و گزینه " سیو تارگت از " رو انتخاب کنید

پیانو 

نی


ضمن آشناییم با وبلاگی به نام "چرا مسلمان نیستیم؟" ( به لینک دونی مراجعه شود ) کامنتی از دوستی که خودشونو "تفسیر" معرفی کردند دیدم . موضوع کامنت تعداد و شرحی از زنان پیامبر اسلام هست که اون مطلبو در بخش ادامه مطلب درج می کنم ، البته پاسخ هایی هم از طرف دوست دیگری به نام "سالک" به ایشان ارائه شده


بعدا نوشت :

خب دیگه ..... من باید بازم برم رد کارم توی بیابون ( چونكه مرخصیم تموم شد بالاخره ) ..... فکر نکنم حداقل تا یک ماه دیگه بتونم آپ کنم ..... سال گاو خوبی داشته باشید

بای بای

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 20:51  توسط شاه فینقیلی  | 

يك مصاحبه خودموني با يك مسلمان

 

عرض شود كهههههههه در جاهايي كه از طرف شخص مسلمان جوابي ننوشتم به اين علته كه واقعا نمي دونم چه پاسخي راجب سوال مورد نظر مي تونند داشته باشند - احتمالا هر دفه يه بخشي از اين متنو درج مي كنم - به علت اينكه مرخصي بنده رو به اتمامه و هنوز وضعيت شغل جدیدم تثبيت نشده اين امكان هست كه فاصله هاي طولاني بين آپ كردن هام بيوفته

متلك هاي موجود در متن ، براي مزاح يا رفع خستگي و گاها بصورت انتقادي مورد استفاده قرار ميگيره - بنده شايد با خيلي ها توي اين دنيا مخالفت كنم ولي اصلا دوست ندارم با كسي و با هر نوع اعتقادي دشمني كنم - يكي از تفاوت هاي مخالفت و دشمني هم اينه كه آدم مخالف هيچوقت كينه به دل نمي گيره و در ضمن مخالفت ، خوبي طرف مقابلشو مي خواد حتي اگه اون طرف بدترين بلاها رو به سرش آورده باشه

بقیه متن در ادامه مطلب درج شده


 

ما هستيم

خبرهای ایران

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 20:21  توسط شاه فینقیلی  | 

روبروي هم يه عمره مارو دارند بازي ميدند

 

با اقتباس از ترانه شطرنج با خوانندگي داريوش اقبال:

 

از پس پرده نگاه كن

مثل شطرنجه زمونه

هر كسي مثل يه مهره توي اين بازي مي مونه

يكي مثل ما پياده

يكي صد ساله سواره

يه نفر خونه به دوشه ، يكي دو تا قلعه داره

يه طرف همه سياهو يه طرف همه سپيدند

روبروي هم يه عمره ما رو دارند بازي مي دند

اونا كه اول بازي توي خونه توو من

پيش پاي اسب دشمن

اون همه سربازو چيدند               ( يا : مهره ها رو سر بريدند )

ببين امروز توي بازي

ميون شاه و وزيرند

هنوزم بدون حركت ، پشت ما سنگر مي گيرند

تاج و تخت شاه ديروز در قلعشون نمي شه

به خيالشون كه اين تاج سرشونه تا هميشه

يادشون رفته

يادشون رفته كه اون شاه كه به صد مهره نمي باخت

تاجو از سرش تو ميدون ، لشكر پياده انداخت

اون كه مارو بازي ميده

اونه كه مهره رو چيده

اون كه نه شاهه ، نه سرباز

نه سياهه ، نه سپيده

از پس پرده نگاه كن

 

شعر اين ترانه از اون شعراييه كه آدمو وادار به فكر كردن مي كنه

شاعر سعي كرده مخاطبين خودشو نسبت به مسئله مهمي آگاه كنه

از اونا دعوت كرده لحظاتي زندگي روزمره خودشونو متوقف كنند و با بيرون اومدن از قالب اين دايره زندگي ، به تامل و مشاهده اين دايره از مكاني بالاتر بپردازند

مثل كسي كه از شهري ميزنه بيرون و به بالاي كوه مجاور شهر ميره تا از اون بالا شاهد اتفاقات درون اون شهر باشه

بخش مهمي از زندگي ماها رو آدم هاي اطرافمون با طرز فكر و عملكردشون تشكيل ميدند

توي اين شعر به مشابهت هاي بين زندگي و بازي شطرنج اشاره شده

من به عنوان شخصي كه تحت تاثير مفهوم اين شعر قرار گرفته تمايل دارم افزون بر نقطه نظرات شاعر ، اين مسئله رو تا حد امكان در چند لايه بررسي كنم

در ديد اول متوجه مي شيم كه مانند بازي شطرنج ، هميشه براي ما آدما يك مرز رسم شده كه در يك طرف اين مرز دوستان و در طرف ديگه دشمنان صف آرايي كردند

در مرحله بعدي ميبينيم كه نيمي از جمعيت هر طرف مرز رو هم سياهي لشكرها يا همون مهره هاي سرباز تشكيل ميدند

يك مهره سرباز به تنهايي كمترين اختيارات و توانايي ها و كمترين ارزش رو داره و به هنگام حملات يا ضد حملات هميشه در تيررس مستقيم خطرات واقع شده

مهره هاي سرباز قربانيان و كشته شدگان اصلي جنگ بين سياه ها و سپيده ها هستند

مردم سياهي لشكر در زندگي واقعي ما هم كساني هستند كه كمترين ارزش رو دارند

كساني كه تعقل و تفكر رو كنار زدند و افسار خودشونو دادند به دست اشخاصي ديگه

اشخاصي ديگه بايد براي اونا تصميم بگيرند

مردم سياهي لشكر حكم رباط هايي رو دارند كه فقط فرامين رو به اجرا در ميارند بدون اينكه راجب خوب يا بد بودن اون فرامين فكري بكنند

مردم سياهي لشكر كساني هستند كه فقط اجازه تقليد بهشون داده شده

بايد مقلد احكامي باشند كه براشون ديكته شد و حق هيچ اعتراضي به احكام صادره ندارند

براي سياهي لشكر ها ، جمعيت مقابل هميشه " بد " تعريف شدند و سياهي لشكر بدون چون و چرا بايد به اونا حمله كنه

سياهي لشكر به اين دنيا مياد تا تمام عمرشو بجنگه

يا بكشه و يا كشته بشه

هميشه بايد آتش بزنه ،‌ هميشه بايد بشكنه ، هميشه بايد شمشيرشو توي هوا بچرخونه و عروده بكشه و فحاشي كنه

سياهي لشكر حق نداره به جمعيت مقابل محبت كنه

حق نداره عاشق يك نفر از اون جمعيت مقابل بشه

سياهي لشكر هميشه بايد مرگ جمعيت مقابلشو بخواد و شعار اصلي و هميشگيش مرگ بر جمعيت مقابل باشه

سياهي لشكر هيچوقت نبايد كينه جمعيت مقابلشو از دلش بيرون كنه

سياهي لشكر هميشه بايد بوي خون بده

سياهي لشكر بايد هميشه گرفتار بيماري روح و روان باشه تا بتونه خوب سر ببره و خوب شكنجه بده

مثل رباطي كه روح و روان و احساس نداره

سياهي لشكر هميشه بايد گرفتار بحران و ناآرامي باشه تا عروسك گردانان به راحتي بتونند با اونا بازي كنند ، براحتي سوارشون بشند و براحتي جيب اونا رو خالي كنند

...................

حالا به نظر شما اگه بازي شطرنج مهره سرباز و زندگي ما سياهي لشكر نداشته باشه آيا جنگي صورت ميگيره ؟

.

.

.

پر مسلمه كه اگه سياهي لشكر نباشه سایر مردم ديگه اونقدر عقل توي كلشون هست كه بفهمند جنگ يكي از احمقانه ترين اعمالي هست كه مي تونه بين انسان ها اتفاق بيوفته

اگر سیاهی لشکر های مسلمان و نماز خوان عراق به فرمان صدام حسین گوش نمی کردند و به جبهه نمی اومدند

و اگر سیاهی لشکر های مسلمان و نماز خوان ایران به فرمان خمینی مبنی بر اینکه انقلاب ایران سریعا باید صادر شود ( از طریق حمله به کشور عراق ) گوش نمی کردند و به جبهه نمی اومدند

آیا اون همه قتل عام و خون ریزی و بیوه کردن دختران و یتیم کردن فرزندان و فقر و فحشا و اختلاس هاس کلان و ویرانی و عقب افتادگی به وجود می اومد ؟

به قول قدیمی ها تا خر نباشه خرسوار هم پیدا نمی شه !!! سیاهی لشکر ها به دل نگیرند ، آخه من خودم یه زمانی سیاهی لشکر سالاری بودم ، سیاهی لشکریتون مختتام

 


عدم اعلان لحظه تحويل سال در صدا و سيماي جمهوري اسلامي از هزارتا فحش به ملت ايران بدتر بود

 

تا لحظه تحويل سال يك دقيقه بيشتر باقي نمونده بود

من و پسرم به عنوان ميهمان دور سفره هفت سين چند نفر از اقوام نشسته بوديم

همه چشم ها به دريچه تلويزيون دوخته شده بود

دو نفر مجري داشتند راجب يه موضوع كاملا بي ربط به تحويل سال صحبت مي كردند

سي ثانيه ديگه گذشت

يكي از اقوام گفت پس اين دو تا چرا اينقدر دارند زر مي زنند و ساكت نمي شند

فقط پنج ثانيه به تحويل سال مونده بود

همه منتظر شنيدن صداي توپ و ترانه سنتي لحظه تحويل سال بودند

ولي انگار نه انگار كه ميليون ها نفر منتظرند اون دوتا مجري در دهنشونو ببندند

لحظه تحويل سال گذشت و هيچ اتفاقي توي تلويزيون نافتاد

صداي شليك توپ شنيده نشد ، مجري تبريك نگفت ، ترانه سنتي مخصوص اين لحظه نواخته نشد

ما همگي داشتيم مي گفتيم نكنه لحظه تحويل سال توي تقويم ما اشتباه چاپ شده

ولي نه

اشتباه از تقويم نبود

اين دهن كجي حكومت جمهوري اسلامي به ملت ايران بود

حكومتي كه اوج تنفر خودشو از ملت ايران در طي سي سال گذشته به اثبات رسونده

حكومتي كه بهترين جوانان اين ديار رو به زير خاك فرستاد تا هر موقع خطري از طرف ملت اون حكومت رو تهديد كرد ، دوباره استخوان هاي اون جوانان رو به سر نيزه ها ببندند و از اونا به عنوان سپر دفاعي و نجات دهنده خودشون در مقابل اعتراضات ملت استفاده كنند

يكي دو دقيقه بعد از لحظه تحويل سال ، دعاي يا محول ... خوانده شد و

تمام

سال يكهزارو سيصد و هشتاد و هشت بدون هيچ اعلان و هيچ هيجاني تحويل شد

من از صميم قلب براي ملت ايران متاسفم

 

 قبرستان جدید و نعشکش ، عیدی آخوندها به مردم

 

دعوت به دیدن وبلاگ :

ما هستیم

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 14:3  توسط شاه فینقیلی  | 

عیدانه

 

باز هم خيلي زودتر از اوني كه انتظارشو داشتم سر و كله نوروز پيدا شد

 

منم بايد به فكر چيدن هفت سين امسالم باشم

هفت سيني كه به حال و هواي كشورمون بخوره

 

سين مثل سياه دلان سياه روي سياه پوش

سين مثل ستم و استبداد مذهبي

سين مثل سيم خاردار دور دانشگاه ها

سين مثل سانسور حقايق

سين مثل سيمرغ به زنجير كشيده شده

سين مثل سرب داغي كه دهان آزادي خواهان رو نشانه گرفته

سين مثل سايه شيطان

 

عيدتون مبارك

 

 

 


 
 
 

توی وبلاگ ما هستیم علت مرگ وبلاگ نویس جوان " امید رضا میرصیافی " را افسردگی در زندان و خودکشی عنوان کرده بود - اصلا نمی شه باور کرد کسی که برای آزادی تلاش می کنه یا مطلب می نویسه گرفتار افسردگی یا خودکشی بشه - این عجیب نیست که هر تلاشگر سیاسی وقتی پاش به زندان های حکومت عزیزمون میرسه ، دست به خودکشی میزنه ؟
 

 
اون عکسی رو که قبلا اینجا گذاشته بودم حذفیدم - اینترنت اکسپلورر خونه بووووا اینا خیلی وقته مشکل داره و برای همین اون روز نتونستم سایت گردی و تحقیق بکنم - امروز که از یه جای دیگه آنلاین شدم و یه وبگردی کوچیک کردم متوجه شدم اون بنده خدا که عکسشو گذاشته بودم خودش بر اساس آیات قرآن حکم ترور یک قاضی را صادر کرده بود - ایشون فردی مذهبی و برادر شهید بوده ، هیچ سابقه شرارت یا کیفری هم نداشته ولی با این وجود حکومت محترم طبق معمول و عادت ، چندین اتهام جور و واجور بسته به بیخ ریش این آقا - در مجموع خود منم همچین یه نمه دل چرکین شدم ازش ( اینجانب شخصا از مبارزه ، علی الخصوص مبارزه مسلحانه خوشم نمی یاد و همیشه به جای کلمه مبارزه از کلمه تلاش استفاده می کنم )
 
 

داستانك : بهشت و جهنم

 

 مردي در عالم رويا فرشته اي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جاده اي روشن و تاريك راه مي رفت. مرد جلو رفت و از فرشته پرسيد: اين مشعل و سطل آب را كجا مي بري؟ فرشته جواب داد: مي خواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب، آتش هاي جهنم را خاموش كنم. آن وقت ببينم چه كسي واقعا خدارا دوست دارد؟

 

کپی پیست : http://cliffhanger20.blogfa.com/

 


خیلی وقت بود سوالی مبنی بر اینکه چرا اسم پدر پیامبر اسلام " عبدالله " بود ، ذهنمو مشغول کرده بود که خوشبختانه جواب اونو در متن مربوط به عنوان زیر پیدا کردم - به ادامه مطلب رجوع کنید

شرح چگونگی ساختن کعبه در شهر مکه واقع در عربستان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 23:13  توسط شاه فینقیلی  | 

عزاداری به سبک ایرانی

 

امروز هم قسمت شد و براي ماموريت به شهر خودمون اومدم

به محض پياده شدن از اتوبوس به شركت مراجعه كردم و تا ساعت نوزده اونجا بودم

آثار ورشكستگي عمومي كه امسال تركش هاش به خيلي ها اصابت كرد كم كم داره توي شركت ما هم ظاهر ميشه

توي اين ماه حدود پنجاه نفر تعديل نيرو شدند

بعد از ديدن پسرم حدود يك ساعتي هست كه به خونه بوووووا اينا اومدم و دقيقا يك ساعته كه مرد همسايه بغلي سكته كرده و جنازه اش هنوز توي خونشونه

ايشون بساز و بفروش نسبتا بزرگي بودند و ظاهرا به محض رسيدن به خونه گرفتار سكته قلبي شدند - خداوند رحمتشون بكنه

علتشو نمي دونم - شايد يكي از دلايلش اين باشه كه يكي دو ماهه قيمت مسكن و زمين به علت نبودن درآمد عمومي از نصف هم كمتر شده و با اين وجود هنوز مشتري هاي منزل و مسكن خيلي كمه

اين اتفاق مسلما روي قلب خيلي از بساز و بفروش ها اثرات منفي در حد سكته گذاشته

حالا اينا مهم نيست چون كاملا مشخص بود كه اين اتفاق در كشور ما خواهد افتاد

جولانگاهي كه خداوند براي انسان هاي طمع كار باز مي ذاره هيچوقت هميشگي نبوده (‌ منظورم اين همسايمون نيست هاااا - مخاطب سخنم سودا گران گراني مسكن و زمين بود و با مطرح كردن اين مسئله دارم سعي مي كنم با يه تير چند تا نشونه رو بزنم - ايشون چند ماهيه كه همسايه بوووووا اينا شدند و شناخت كاملي روي اخلاقشون نداريم - خدا مي دونه - شايد مرد بسيار خوب و بزرگي بودند - در هر صورت خوب يا بد آرزوي شادي روحشون رو دارم )

عليهذا نكته اي رو كه مي خواستم دست روش بذارم نحوه عزاداري خانواده و فاميل اين آقاي به رحمت خدا رفته هست

صداي عروده و جيغ و فحاشي و زجه زدن بصورت بسيار منفوري فضاي محله رو پر كرده

اعصاب برامون نذاشتند - فحاشي توي خون هموطنان ما و ديگر ملت هاي هم مسلك ملت ما رفته و براشون فرقي نمي كنه كه در چه شرايطي باشند

متاسفانه اين نمونه عزاداري در بين ايراني ها عرف هست و توسط تعداد زيادي از فيلم سازان به شكل طنز مورد انتقاد قرار گرفته

من نمي دونم چرا بايد مرگي كه مي تونه يك اتفاق بسيار زيبا و آرامش دهنده براي انسان باشه رو اينجوري زشت و زننده مي كنند

اي كاش ايراني ها مي تونستند مثل آدم آرام گريه كنند و ای کاش می تونستند بفهمند که هوشیگری و صدای شغال در آوردن معنی احترام گذاشتن رو نمی ده

نوع جيغ ها شبيه زجه هاي ... هست كه با لقد كتك خورده باشند - به هيچ وجه قصد اهانت ندارم ولي اين رو به عنوان يك واقعيت بيان كردم - شبيه ترين صدايي بود كه مي تونستم مثال بزنم

الان یاد صحنه های مربوط به اخبار فلسطین افتادم - حتما همه شما دیدید وقتی که می خواند مجروحان فلسطینی رو به بیمارستان انتقال بدند چقدر هوار می کشند و چقدر بالا و پایین می پرند و چقدر خودشونو به در و دیوار می زنند - بیچاره اون مجروح ها اگر دو تا استخون سالم هم داشته باشند ، به هنگام حمل به بیمارستان همون دو تا استخونشون هم خرد و خمیر مییشه

خلاااااااااااصه با ديدن اين شرايط حتي جرات نمي كنم كه براي تسليت يا كمك به منزلشون مراجعت كنم

اصولا انسان هايي كه به خداوند ايمان باطني ندارند به عزاداري مشغول مي شند چون مرگ رو پايان همه چيز مي دونند

به نظر شما آيا روزي خواهد رسيد كه ايراني فرهنگ و ادب و اخلاق انساني رو الگوي خودش قرار بده ؟؟؟

بديهيه كه اين امر شدنيه ولي به شرطی که ...

قبلا هم گفته بودم كه يكي از دلايل بسيار مهم عقب ماندگي و فقر فرهنگي ملت ما وجود دين ...مه

ديني كه بنيادش رو كينه و شهوت و جنگ افروزي و قتل و شكنجه و تجاوز و بي عدالتي تشكيل داده

به اميد روزي كه سفره همه اديان جور و واجور و دروغين جمع بشه و تنها و تنها همه آدم ها تابع انسانيت باشند

چون منطقي ترين و قابل درك ترين و البته تنها الگوي سالم جمعيت انساني هيچ چيزي نيست الا انسانيت

 


این عکس های همسر کاهن اعظم ( آنخ ماهو ) و نماینده مردم قزوین چه باحاله

باحالکده

 


آخرين پيام ماهواره اميد : ري... به اين دستاوردتون ، من توي فضا گم شدم

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 23:43  توسط شاه فینقیلی  |